سخن اهل دل مگو که خطاست...

نماینده!
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 

 

 

نماینده یعنی همان فرد گزینش شده من و شما برای مراکز قانون گذاری و تصمیم گیری. افرادی که با آنان پیمانی متقابل می بندیم .پیمان و میثاقی دو سویه.ما به آن ها رای می دهیم .آن ها را وکیل خود قرار می دهیم .وکیل فراتر و فروتر از شروطی که موکل در نظر گرفته است کاری انجام نمی دهد.

می خواهم به عنوان یک مسلمان بر اساس تنها یک آیه از قرآن شروط لازم خود را برای فردی که وکیل من در مجلس خواهد بود بنویسم.

 

 

 

 

"و خدا از پسران یعقوب نبی و قوم ورهروان او پیما ن گرفت . و از میان شان دوازده نفر را به عنوان نقیب و نماینده ی دیگران برگزید و بر انگیخت.خدای به آن نمایندگان و نقبا گفت من شما را همراهی می کنم و با شما هستم اگر:

-          نماز زا اقامه کنید

-         زکات بپردازید

-         به رسولان و فرستادگان من مومن باشید

-         یاری گر و حامی رسولان من باشید

-         نیازمندان را برای خدا فراموش نکنید

در صورت تحقق این شروط علاوه بر همراهی شما عیوب و زشتی های شما پوشش می نهم و می بخشم.و شما را در بهشت خویش منزل می دهم.

اما چنانچه پس از این پیمان ،آن را بشکنید و کفر ورزید و حقیقت این پیمان بزرگ را بپوشانید، بدانید که از مسیر مستقیم منحرف خواهید شد."

سخن بسیار روشن است.نقیب کسی است که از آنچه در جامعه وجود دارد تحقیق و تفحص کند.او نخبه است.آگاه است. از احوال و وضع مردم زمین و زمانه خویش مطلع است. او کسی است که به موجب این وکالت بر اسرار کشور آگاهی می یابد و به اسرار نظام نفوذ می کند.بنابر این از جایگاه و نقش بسیار تاثیرگذاری برخوردار است.

این نقیب ونماینده باید فارغ از ساختارهای ذهنی خویش و اما اگرهای این و آن به موضوع وکالت بیندیشد و برای اجرایی و عملیاتی شدن مفاد پیمان نامه همه تلاش خویش را به کار گیرد.

-         سطحی و قشری نگری موضوعات ازسوی جناب نماینده برای کشورو مردم سم مهلک است. او باید نگاه و نگرش جامع به مسائل کشور داشته باشد. همه حوزه های فرهنگی،اعتقادی،اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به مثابه یک پازل ببیند. بیهوده نیست که از خداوند از میان گروه انبوه بنی اسرائیل تنها دوازده نفر را برمی گزیند. روشن است که همگان برای نمایندگی حق و حقیقت شایستگی لازم را ندارند.

-         علاوه بر این که نقباء و نمایندگان را به لحاظ بعد زمانی محدود وکالت می دهم و او نمی تواند و شاید نتواند مادام العمر شرائط نمایندگی جامعه را داشته باشد. از جنبه های فکری و عملی نیز مطلق نیست. او نقیب و نماینده و صاحب نفوذ منِ مسلمان در جامعه و سرنوشت میلیون ها مسلمان است.

بر اساس آیه دوازدهم سوره مائده،جناب نقیب و نماینده شما

-         نسبت به حفظ و نگهداری وتقویت باورهای مردم پیمان نوشته ای که قرآن و قانون اساسی است را پذیرفته ای.اگر دل بستگی به احیای فرهنگ اسلامی و ایرانی نداری برو کنار خدا نگهدارت. (لئن اقمتم الصلاه... نماز شاه بیت غزل فعالیت های فرهنگی نظام اسلامی و به عنوان نماد و سمبل دین مطرح است)

 

-         شما نسبت به معیشت جامعه و اقتصاد مقاومتی به خصوص رفع تنگناهای معیشتی طبقات متوسط به پایین جامعه مسئولیتی مضاعف و صدچندان داری.اگر برای اخذ موافقت های اصولی و رانت های گوناگون راه میخانه ای را پیش گرفته ای برگرد. که محتسب این بارتنها قوه قضائیه  نیست که مردم و خدای مردم لبالمرصاد است.(و آتیتم الزکاه ... و اقرضتم الله قرضا حسنا...)

 

-         باور اساسی به زیر ساخت های اعتقادی و دینی یکی دیگر از مفاد پیمان نامه الهی بین من و توست. یادت نرود یک زمانی که پای مبارک به مجلس رسید غوغا سالاری های سیاسی و حزبی شما را فراموش کار نسازد.(یادمان است که برخی زمانی آوازه ایمان و باورشان به امام ره و سپس به رهبری گوش فلک را کر کرده بود و الان کجا هستند و چه می کنند!!.)

 

-         "وعزرتموهم " یکی از مهمترین مفاد پیمان نامه وکالت شما دلدادگی است. آقای نقیب یعنی همان نماینده باید دل شما در گرو فرامین رهبری نظام باشد نه تنها زبانتان، حفظ حریم رهبری عادل و تقویت این جایگاه ،حفظ  و صیانت حریم کشور و مردم از چشم دوزی نامحرمان و بیگانگان است.

-         حد وسط و راه اعتدال وکالت پایبندی کامل به این شروط و پیمان هاست.که شکستن این پیمان ها همان و کژی و انحراف جناب نقیب همان. و این نهایت راه اوست که از حمایت و پشتیبانی و توفیق و همراهی خداوند محروم خواهد شد. و سرنوشت محرومیت از عنایت خداوند بر هیچ عاقلی پوشیده نیست. و همینطور سرنوشت متعهدین بر پیمان نیز بسیار روشن است.

در خانه اگر کس است یک حرف بس است ......


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : شنبه 01 اسفند 1394
زمان : 21:30
ای که بانامت جهان آغازشد
ارسال نظر(0)

ای که بانامت جهان آغازشد
دفترماهم به نامت بازشد
دفتری کز نام او زیورگرفت
کارآن ازچرخ بالاتر گرفت

رازی از تیمم!

رازهای تیمم

هدف تحصیل طهارت از خاک (تیمّم)، آن تواضع به پیشگاه عزیز محض، و فروتنی در ساحت بلندپایهٴ صِرف، و خشوع نزد قدرت مطلق خداوندی است.

خداوند متعال دربارهٴ حکمتِ طهارتی که از خاک حاصل آمده مانند طهارتی که از آب تحصیل شده می‏فرماید: «ما یرید الله لیجعل علیکم من حرجٍ و لکن یرید لِیُطهّرکم و لیتمّ نعمته علیکم لعلّکم تشکرون»؛ زیرا طهارت ظاهری که با آب حاصل می‏شود و طبق آنچه فرمود: ﴿...وینزّل علیکم من السّماء ماءً لیطهّرکم به ویذهب عنکم رجز الشیطان﴾ از بین برنده پلیدی شیطان است، گرچه با تیمم بر خاک فراهم نمی‏آید، لیکن فروتنی و بندگی را به ارمغان می‏آورد.

پس از این جهت، آب و خاک با یکدیگر یکسانند، و چون لازم نیست کمیت و کیفیت تیمم، که بدل از وضو است مانند وضو باشد، مسح سر و پاها در تیمّم لازم نیست، نه برای این که خاک بر سر نهادن، علامت فراق و جدایی است، در حالی که منظور از نماز، پیوند و ارتباط است، چنان‏که برخی از بزرگان فرموده‏اند؛ زیرا این سخن، به مسح پا نقض می‏شود، چون با این که خاک بر پا نهادن و مسح پاها با خاک، نشانهٴ فراق و جدایی نیست، انسان در تیمّم مأمور به مسح آن نشده است.

افزون بر این، اصل سخن خالی از توهّم و اشکال نیست؛ زیرا دلیل عقلی و یا نقلی معتبر وجود ندارد که مسح سر با خاک نشانهٴ جدایی است.

چون در نماز، معتبر است بین طهارت بیرون و پاکی درون جمع شود، دستور بر این است که نماز جز با طهارت پنج عضو و پاک ساختن دل با توبه، جایز و روا نیست. مراد از توبه بازگشت از گناه به فرمانبرداری و از دشمنی به دوستی خدا و از ما سوی الله به جانب او، و از کثرت به وحدت و... است.

 برگرفته از فرمایشات آیت الله جوادی آملی


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن 1394
زمان : 21:12
حافظ وظیفه ء تو دعا گفتن است بس
ارسال نظر(0)

هـــر آن کــــه جانب اهـــل خدا نگــه دارد

خـــداش در همـــه حـــال از بلا نگــــــه دارد

***************

حافظ وظیفه ء تو دعا گفتن است بس

در بند آن مباش که نشنید یا شنید

***************

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ.» مائده:6.»

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون به(عزم) نماز بر می خیزید، صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید، و سر و پاها را تا برآمدگی مسح کنید.

... و سخنی کوتاه در رمز و راز مسح

معنای مسح سر این است که خدایا هر خاطره باطلی که من در سر پروراندم الآن دارم آن را تطهیر می کنم  و شستشو می کنم تا با مغز پاک، سر پاک، خاطرات پاک به حضور تو بیایم ؛  با مسح پا هم عرض می کند خدایاهر جایی که نباید می رفتم و قدم گذاشتم، هر قدمی که نباید برمی داشتم و برداشتم  هر اقدامی که مورد رضایت و خشنودی تو نبود به سویش رفتم من دارم این پا را از آنها پاک می کنم تا به زیارت و دیدار تو بیایم . معنای وضو این است معنای مسح سر این است معنای مسح پا این است.

**********************

... و سخنی کوتاه در اثربخشی نماز

 اگر کسی بعد از گذشت مدت ها نماز خواندن در خود عروجی احساس نکرد بداند در جای دیگر مشکل دارد.

نماز ﴿إنَّ الصَّلاةَ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَر) است یا رفع است و یا دفع، یا نمی گذارد انسان  به تباهی تن در بدهد یا اگر آلوده شد انسان را تطهیرو پاکیزه می کند. اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ با خواندن نماز نه از رفع خطر بهره ای برد و نه از دفع خطر، او هنوز به مرحله ﴿تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنکَرِ﴾ نرسیده این نماز دیگر «الصلاة معراج المؤمن» نیست؛  اگر ـ انشاءالله الرحمن ـ توانست از فحشا و منکر برهد، آلوده نباشد، با زبان طیّب و طاهر با چهره طیّب  و طاهر با سر طیّب و طاهر با پای طیّب و طاهر به زیارت خدای سبحان برود آن وقت نماز او می شود  الصلاة معراج المؤمن»


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : جمعه 16 بهمن 1394
زمان : 21:58
نشونه ها رو گم نکن!
ارسال نظر(0)

بعضی وقت ها از روی لطف

یا از روی تنبیه

یا از روی مجازات

نمی دونم!

نباید هم بدونم!

نشونه هایی سر راه بعضی آدم ها قرار می گیره.

شاید شما هم کم و بیش دیده باشید!

وقتی داشته هایی که کریم کرامت کرده رو کم می شمریم

یا نادیده ش می گیریم

یا پرخاش می کنیم که چرا و چنین!

یهویی دچار قحطی ش میشیم!

نمی دونم چه جوری و با چه ترفندی گم میشه

از دستمون لیز میخوره

خلاصه از دستش میدیم

به همین سادگی!

و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.

شخصا تجربه کردم

شما چی؟

چیزهای زیادی داریم

مراقب نفس اماره باشیم به ناسپاسی فرمان مون نده.

مراقب باشیم.


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : سه‌شنبه 13 بهمن 1394
زمان : 23:03
حال خوش!
ارسال نظر(0)

استاد بزرگواری می گفت:
در همین زمان های نزدیک ما تاجر ثروتمندی حرم امام رضا (ع) مشرف شده بود . چند روزی زیارت رفته بود . دریغ از یک قطره اشک ، انواع زیارت ها را می خواند ولی می دید خبری نیست و حالی در آن نیست . دید که فایده ندارد . بلیط برای برگشت گرفت . چند ساعت به پرواز مانده به بود و داشت در خیابان می رفت . پیرمردی را دید که گاری دستی در دستش است و بارش خیلی سنگین است و نمی تواند آن را ببرد . جلو رفت و به او کمک کرد و گفت : کمتر بار بزن که بتوانی ببری . گفت : ای آقا من دختر دم بخت در خانه دارم و منتظر جهیزیه است و خانمم گفته تا پول جهیزیه را نیاوردی به خانه برنگرد ، مجبورم کار بکنم . در ذهن تاجر جرقه ای زد و گفت میشود که من دنبالت بیایم . بار را خالی کردند و به خانه ی پیرمرد رفتند و دید که او راست می گوید و زیر بار زندگی خم شده است. یک چک کشید و پول جهیزیه ی آن دختر را داد . و مقداری هم به او داد تا سرمایه پیرمرد بشود . وقتی او از خانه بیرون می آمد اشک هایی بود که بدرقه اش می کرد . پیرمرد گفت : من چیزی ندارم که به تو بدهم ، امیدوارم امام رضا (ع) به تو جزای خیر بدهد و عاقبتت بخیر بشود . او رفت که آخرین زیارت وداع را بکند . وقتی به زیارت آمد چشمانش مثل چشمه جوشید . و طعم زیارت با معرفت را چشید . وقتی سرمایه ها را در راه خدا خرج کردی و این نتیجه را هم میگیری که زیارت با معرفت هم نصیب تو میشود .(جناب حجت الاسلام والمسلمین عالی در برنامه سمت خدا)



پ . ن:
اگر دوست داریم وقتی نماز بخونیم حال خوشی داشته باشیم و از نماز خوندمون لذت ببریم.


1- رفاقت مون را با خدا قبل از نماز درست کنیم.
2- دست به خیر باشیم تا جایی که از دستمون بر میاد به دیگران بدون هیچ انتظارو توقعی کمک کنیم.
3- مسجدی که یکی از صاحب نفسان در اون نماز میخونند رو شناسایی کنیم و یه هفته ، ده روزی با اون مسجد و امام جماعتش همراه بشیم.
4- سعی کنیم دعای خیر دیگران به خصوص پدر و مادر رو پشت سر خودمون داشته باشیم.


ببینیم


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : چهارشنبه 18 آذر 1394
زمان : 23:24
شیرین ناز!
ارسال نظر(0)

 

به بهانه اربعین

اربعین تنها و تنها برای حسین علیه السلام است.

و در میان مسافران اربعین زینب سلام الله علیها حال و هوای دیگری دارد.

چهل روز درد و رنج  و صبوری و بردباری

لیکن اینک بیش از همیشه دردی جانکاه روح و جان بانو را می آزارد.

در دیدار تازه اش با حسین علیه السلام چگونه بگوید "شیرین ناز" ت را در شام گذاشتم و خود اینک نزد تواَم!

...................

زینب خواهرم آمدی ! خوش آمدی

زینب مهربانم ،رسول مهر و قهر عاشورا

وی رها از خود چو مادر محو یار

سرو قد قامت به هنگام نماز

آه! زینب

ای ستیغ صبر بر کوه خرد

بازگو تو خود حدیث هجر و درد

بازگو از شوکران درمحفل نا مردمی

بازگو از خنده مستانه جهل و ستم

در میان کوچه های شهر درد و غم

زینبم!

کاروان سالار صبر و استواری بازگو

بازگو ای ناخدای صبر و حلم

بازگو خواهر تو ای اوج شکیب

کو سه ساله نازنین من بگو

راستی باز گو از شهر ستم

از خرابه

بازگو با من چه شد دردانه ام

آن شبیه مادرم، شمع شب کاشانه ام

آه زینب!

قصه سیلی زدن بر یاس چیست!

زینبم!

روی ماه گل چرا نیلی شده

قصه پرواز چیست

قصه معراج "شیرین ناز"چیست

 

جان خواهر!

ای دیده و دل ، تمام هستی ام

آن نگاهت تیغ حلمم را ربود

قصه پرواز

قصه معراج، شرح عشق توست

یاس هم در آرزوی وصل توست

نکته گویم،یک اشاره

ریشه صبر و شکیبم سوخت سوخت

شرح عشق یاس دهانم را به دوخت

حسینم!

بود او ققنوس خوش آواز عشق

او به شوق وصل تو پرواز کرد

زد پر و بالی برایت ناز کرد

آشیانش بود آن آغوش مهر

با تو بودن به ز افلاک سپهر

**********

دلنوشته ای از سید در ده سال پیش فروردین 84

 


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394
زمان : 14:20
خوش بوتر از گل
ارسال نظر(0)

الإمامُ الکاظمُ علیه السلام :

" الصَّلواتُ المَفروضاتُ فی أوَّلِ وَقتِها إذا اُقِیمَ حُدُودُها، أطیَبُ رِیحا مِن قَضِیبِ الآسِ حینَ یُؤخَذُ مِن شَجَرِهِ فی طِیبِهِ و رِیحِهِ و طَراوَتِهِ، فَعَلَیکُم بِالوَقتِ الأوَّلِ ."

ثواب الأعمال : 58/1 .

ترجمه:

امام هفتم موسی بن جعفر علیه السلام می فرماید: نمازهاى واجب اوّل وقت، اگر با شرایط گزارده شوند، از یک شاخه تر و تازه و خوشبوىِ مُورِد که تازه از بوته اش جدا مى شود ، خوش بوترند ؛ پس بر شما باد نماز اوّل وقت .

واژه شناسی:

مورِد: بر وزن غُوره، درختچه اى است، با برگهاى سبز، شفاف و معطر و گلهاى سفید پنج برگى، و به نامهاى آس، اسمار، زند، ققنوس و... معروف است. (فرهنگ معین) .

تگ نگاشت ها:

1-صلوات مفروضه در برابر نمازهای مسنونه قرار دارد . بنابر تقسیمی نمازها در شریعت بر دو نوع هستند

الف- واجب مانند نمازهای روزانه (17 رکعت)صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا ،نماز آیات،نماز طواف ،نماز میت ،نمازی که به وسیله نذر کردن یا عهد کردن برای خدا بر انسان واجب می شود.نماز قضای پدر که بر عهده پسر بزرگ تر است.

ب‌- مستحب که از شماره بیرون است .و بارزترین آن ها نوافل یومیه است و 34 رکعت هستند. دو رکعت صبح،هشت رکعت ظهر و هشت رکعت عصر که این نمازها را باید پیش از نمازهای واجب بخوانیم. و چهارر کعت نافله مغرب که پس از نماز واجب مغرب خوانده می شود. و دورکعت نماز نشسته به عنوان نافله عشا.و یازده رکعت نافله شب که وقت آن از نیمه شب تا اذان صبح است.

2-اهتمام به اقامه نماز در اول وقت  در گفتار و کردار و سیره پیامبر و پیشوایان  دین از مسلمات روشن و قطعی است.(1)

3- تشبیه اقامه نماز در اول وقت به بوی خوش گل مورد از باب تشبیه معقول به محسوس است.همانطور که بوییدن چنین گلی که طراوت و تازگی دارد نشاط و شادی می آورد نماز اول وقت لذت و سرمستی زاید الوصفی به مراتب برتر از بوییدن گل در روح و جان نمازگزار ایجاد می کند. باید تمرین کنیم تا دریابیم.

4-  تعبیر"فَعَلیکُم"اسم فعل *است "بر شما باد"نوعی ایجاد تعهد و پایبندی به انجام نماز اول وقت است. با خود و خدای خود پیمان ببندید بر گزاردن نماز در اول وقتی که خداوند برای آن تعیین کرده است.

5- در روایات بسیاری  نمازگزاران توصیه و تشویق به گزاردن نماز اول وقت شده اند.

6- دستاوردها و آثار نماز زمانی در زندگی نماز گزار به بروز و ظهور می رسد و خود را نشان می دهد که با نماز با رعایت شرائط و آداب و حد و مرزهای آن اقامه شود.

7- تعبیر به اقامه مفهومی بسیار فراتر و گسترده تر از خواندن نماز است. آن حقیقتی که زندگی ساز و معراج مومن و موجب رشد او است اقامه نماز با همه حد و مرزهای آن است. گرچه صرف خواندن نماز هم آثار و برکاتی در زندگی دارد.

8- در روایتی از امام علی علیه السلام حدود نماز در شناخت و توجه به وقت نماز ها،قبله شناسی و قبله یابی و انجام رکوع و سجود کامل نماز دانسته شده است. (2)

9-از برخی روایات می فهمیم یکی از حدود نماز اعتقاد به ولایت اهل بیت علیهم السلام و بیزاری از دشمنان آنان است.(3)

10-شمارش حدود و شرائط نماز به دو،چهار،هفت (4)و بیشتر در حقیقت تبیین  برخی مصادیق دارای اهتمام و اثر در قبولی نماز نه انحصار آن. چنانکه در روایتی از صادق آل محمد صلی الله علیه و آله  حکایت از آن دارد که حدود نماز چهارهزار تاست .(5)

بیشتر بیابیم(از مطالعه آن غافل نشوید)

در ادامه ی یادداشت

 

پی نوشت:

(1)الإمامُ الباقرُ علیه السلام :"اِعلَمْ أنَّ أوَّلَ الوَقتِ أبَدا أفضَلُ، فَعَجِّلْ بِالخَیرِ ما استَطَعتَ، و أحَبُّ الأعمالِ إلى اللّه عَزَّ و جلَّ ما داوَمَ العَبدُ علَیهِ و إن قَلَّ ."بدان که اوّل وقت همیشه بهتر است ؛ پس تا جایى که مى توانى به کار خیر بشتاب ، محبوبترین کارها نزد خداوند عزّ و جلّ کارى است که بنده بر آن مداومت ورزد گر چه اندک باشد .

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام :"فَضلُ الوَقتِ الأوَّلِ على الآخِرِ کَفَضلِ الآخِرَةِ على الدُّنیا ."فضیلت اوّل وقت [نماز ]بر آخر وقت همچون فضیلت آخرت بر دنیاست .

عنه علیه السلام :"لَفَضلُ الوَقتِ الأوَّلِ على الآخِرِ خَیرٌ لِلمؤمِنِ مِن مالِهِ و وُلدِهِ "امام صادق علیه السلام : فضیلت اوّل وقت بر آخر آن براى مؤمن ، از دارایى و فرزندش بهتر است .

عنه علیه السلام :"لِکُلِّ صلاةٍ وَقتانِ : أوَّلٌ و آخِرٌ، فَأوَّلُ الوَقتِ أفضَلُهُ، و لیسَ لأِحَدٍ أن یَتَّخِذَ آخِرَ الوَقتَینِ وَقتا إلاّ مِن عِلَّةٍ، و إنّما جُعِلَ آخِرُ الوَقتِ للمَریضِ و المُعتَلِّ و لِمَن لَهُ عُذرٌ، و أوَّلُ الوَقتِ رِضوانُ اللّه ، و آخِرُ الوَقتِ عَفوُ اللّه ."

امام صادق علیه السلام : هر نمازى دو وقت دارد : اوّل و آخر . اوّل وقت، بهترین آن است . هیچ کس نباید نماز را بدون علّت به آخر وقت بیندازد . آخر وقت فقط براى بیمار و علیل و کسى که عذرى دارد، قرار داده شده است . اوّل وقت [مایه ]خشنودى خداست و آخر وقت [باعث ]آمرزش خدا .

(2)امیرالمؤمنین علی علیه السلام: "فحُدودُ الصَّلاةِ أربَعَةٌ: مَعرِفَةُ الوَقتِ، وَالتَّوَجُّهُ إلَى القِبلَةِ، وَالرُّکوعُ، وَالسُّجودُ، وهذِهِ عَوامُّ فی جَمیعِ النّاسِ العالِمِ وَالجاهِلِ؛"حدود نماز، چهار چیز است: شناخت وقت، رو به قبله بودن، رکوع و سجده. اینها بر همه مردم لازم اند - عالم باشند یا جاهل.(بحار الأنوار: ج ۹۳ ص ۶۳)

(3)میزان الحکمه، ج 5، ص 386

(4)امام باقر سلام الله علیه :"سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عَن کِبارِ حُدودِ الصَّلاةِ، فَقالَ : سَبعَةٌ : الوُضوءُ، وَالوَقتُ، وَالقِبلَةُ، وتَکبیرَةُ الافتِتاحِ، وَالرُّکوعُ، وَالسُّجودُ، وَالدُّعاءُ؛"زراره : از امام باقر علیه السلام پرسیدم: حدود بزرگ نماز کدام اند؟ فرمود: «هفت چیزند: وضو، وقت، قبله، تکبیر آغازین، رکوع، سجده و دعا».بحار الأنوار : ج ۸۳ ص ۱۶۳؛

(5)قال الصادق علیه‏السلام :"للصلوة اربعة الاف حد؛..."برای نماز چهار هزار حد است. فلاح السائل، ص23

*اسم فعل کلمه‏ای است که دارای اثر و معنی فعل باشد، ولی وزن یکی از افعال را نداشته باشد و یا اگر دارد بعضی از خواص اسم مثلا تنوین را می‏پذیرد.
مانند: هیهات و صه.

علیکم اسم فعل منقول از جار و مجرور بمعنای" التزم"پایبند باشید


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : جمعه 06 آذر 1394
زمان : 20:25
ایاک نعبد بر زبان!
ارسال نظر(0)


Image result for ‫ایاک نعبد بر زبان‬‎

مالک دینار؛ از زاهدان و محدثان قرون اول و دوم هجری، «چون ایاک نعبد و ایاک نستعین گفتی، زار زار بگریستی و گفتی: اگر این آیت از کتاب خدای نبودی و بدین امر نبودی، نخواندمی که می گویم «تو را می پرستم» و خود، نفس می پرستم. می گویم از «تو یاری می خواهم» و به در سلطان می روم و از هر کسی شکر و شکایت می نمایم.» تذکرة الاولیا - ایاک نعبد بر زبان دل در خیال این و آن کفر است اگر گویی یکی شرک است اگر گویی دو تا - تو را که از دگران است استعانت امر زبان به کذب ...

Image result for ‫ایاک نعبد بر زبان‬‎

بشنویم نکته ای از آیه "ایاک نعبد و ایاک نستعین

 



نویسنده : pesareiran313
تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394
زمان : 09:19
یکی از راههای حضور قلب در نماز
ارسال نظر(0)

در محضر عارفان و فرزانگان

راجع به حضور قلب در نماز زیاد سؤال کرده‌­اند که چه کنیم؟ اولیاء نسخه داده­‌اند که مگر حضور قلب نمی­‌خواهی! قبل از اذان کمی از کار و شغلت ببُر و سر سجاده‌­ات بنشین، آیات الهی بخوان. نه این­که اذان اوّل را بگویند، اذان دوّم را هم بگویند و نماز شروع شود و امام جماعت به رکوع رفته است، تازه یا الله یا الله‌­ها شروع می‌شود، این نماز یک اظهار تکلیف است و معلوم است که نماز معراجی نمی‌شود و انسان را به عروج نمی‌­برد «الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن».

بعضی مواقع انسان حتی از این نماز سرد می‌شود و ممکن است کاهل نماز شود و یک روز بخواند و یک روز نخواند، یک موقع نستجیر بالله دیگر از نماز ببُرد چون چیزی از نماز ندیده است و حق هم است، خوب گوش دهید عزیزان من! نمی­‌خواهم بگویم کسی که نماز نمی­‌خواند حق دارد، می‌گویم از یک جهت کسی که درکی نسبت به صلاه حقیقی ندارد حق است از آن ببرد. اولیاء خدا درک دارند و متوجّه هستند.

آیت­‌الله اراکی فرمودند: روزی خواهد رسید که دو حالت به وجود می­‌آ‌ید یکی این­که بچه­‌ها به منبر می­­‌روند و دیگر این­که وسوسه­‌ای پیش می­‌آید که می­‌گویند کار داریم.

ایشان همان اول انقلاب در مدرسه فیضیه فرموده بود که دارم می­‌بینم که پیش می­‌آید که می­‌گویند آقا زود نماز را بخوان کار داریم برویم. کجا می­‌خواهی بروی؟ می­‌گویند: نماز فلانی طولانی است، وقتی نگاه می­کنی شاید پنج الی ده دقیقه نمازها با هم فرق داشته باشد، تعقیبات بین نماز را می‌شود کم کرد که آن هم حضور قلب می­‌آورد ولی می­‌خواهم بگویم این­که در اداره­‌ها نمازمان اداری شده است یعنی چه؟ نمی­‌دانم چرا مدام می­‌گویند نماز را زود بخوانید، به کار مردم برسیم. دروغ می­‌گوییم، آیا آن ساعات قبل، ما به کار مردم می‌رسیدیم؟ که حالا برای نماز این­طور می­‌گوییم؟ یا نه، حال نماز و اتّصال به خدا ندارم، کأنّه یک تکلیفی است که می­‌خواهم برای خدا انجام بدهم و زود بروم؟

اولیاء خدا نمازهای آن­چنانی می­‌خواندند و آخرش می­‌گفتند: «إلهِی هَذِهِ صَلاَتِی صَلَّیْتُهَا لاَ لِحَاجَةٍ مِنْکَ إِلَیْهَا وَ لاَرَغْبَةٍ مِنْکَ فِیهَاإِلاَّ تَعْظِیماً وَ طَاعَةً وَ إِجَابَةً لَکَ إِلَى مَا أَمَرْتَنِی بِهِ‏إِلَهِی إِنْ کَانَ فِیهَا خَلَلٌ أَوْ نَقْصٌ مِنْ رُکُوعِهَا أَوْ سُجُودِهَا فَلاَ تُؤَاخِذْنِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ بِالْقَبُولِ وَ الْغُفْرَانِ‏» به واسطه تفضّل و عنایتت از من قبول کن. آن وقت ما می­‌خواهیم سریع بخوانیم و رد شویم برویم.

متن از سخنرانی آیت الله قرهی در درس اخلاق هفتگی ایشان


نویسنده : pesareiran313
تاریخ : پنج‌شنبه 21 آبان 1394
زمان : 10:52
نماز اول وقت یعنی احترام به دعوت خدا
نویسنده : pesareiran313
تاریخ : شنبه 16 آبان 1394
زمان : 11:29


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران