![]() |


سخن اهل دل مگو که خطاست...
|
درباره ي وب سايت یک عاشق پاک و یک دل زنده کجاست/
یک سوخته بی فکر پراکنده کجاست/
چون بنده اندیشه خویشند همه/
پس در دو جهان خدای را بنده کجاست؟!
برچسب ها آخرين مطالب |
![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1394
زمان : 11:36
![]()
![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : سهشنبه 12 آبان 1394
زمان : 09:54
![]()
ارسال نظر(0)
بسم الله نماز ظهر عاشورا آفتاب گرم بر پهنای دشت نیزههای داغ آتش مینشاند دشت سوزان هم به چشم آسمان پشتههای خاک خونین میفشاند اصطکاک سنگ و سمّ اسب ها صاعقه در صاعقه میآفرید از فرود تیغها بر خودها رعد و برقی سخت میآمد پدید در دو صف رزم آوران سخت سر نیزه بر کف، تیز تک میتاختند گرمپو، تازان، رجز خوان، بیامان ماهرانه تیر میانداختند یک طرف توحید و پاکی و شرف یک طرف شرک و پلیدی و گناه یک طرف هفتاد و اندکی جان پاک یک طرف از نابکاران یک سپاه یک طرف خورشید عاشورا حسین یک طرف سر دسته شب باوران یک طرف بر ذروه فرزانگی یک طرف در قعر پستی کافران نعرهی مستانهی اردوی کفر در غبار کربلا پیچیده بود از صف ایمان ترنمهای عشق در دل عرش خدا پیچیده بود گرم میشد دم به دم آهنگ جنگ شعلهی پیکار بالا میگرفت نیزهها و تیرهای جان شکاف در میان سینهها جا میگرفت اندر آن هنگامهی خون و نبرد با شتاب آمد کسی نزد امام گفت: هنگام نماز است ای حسین! شعلهور شد پیشوا از این پیام نیزه و شمشیر را یکسو نهاد عاشقانه بر سر سجاده شد زیر باران و صفیر تیرها رکعتان عشق را آماده شد گفت تکبیری و در آن گیر و دار گرم نجوی با خدای خویش شد ما سوی اللّه را همه از یاد برد در نمازی فارغ از تشویش شد تا نماز خون بپا دارد امام پیشمرگانش به صف اندر شدند در مسیر بارش طوفان تیر پیش پایش لاله گون پرپر شدند از فراز آسمان آسیمه سر جبرئیل آمد در آن صحرا فرود در مصلّی بر مصلّی سجده کرد بال رأفت بر سر پاکان گشود چون حسین بن علی تکبیر گفت آفرینش کرد بر او اقتدا چشم خیل عرشیان مبهوت ماند بر نماز آخر خون خدا از قیام کربلا گویا هدف با خدا راز و نیازی بوده است زیر تیغ و تیر در صحرای خون با وضوی خون نمازی بوده است سید احمد زرهانی
![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : سهشنبه 05 آبان 1394
زمان : 10:33
![]()
ارسال نظر(0)
بسم الله الرحمن الرحیم نماز محبوب حسین علیه السلام!
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورُ اَشْهَدُ اَنَّکَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَآتَیْتَ الزَّکوةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَیْتَ عَنْ الْمُنْکَرِوَاَطَعْتَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ . صورت را و همه وجود خویش را از هرچیز و هرکس و هر سمت و سو و جهت برمی گردانیم و با همه دل رو به سوی کربلا می کنیم وبا زبان و دل به مولایمان حسین علیه السلام"سلام"می کنیم. زیارت وارث را بارها خوانده ایم و می خوانیم و دل به آن داده ایم. با درنگی کوتاه در فرازی از زیارت "وارث"(1)می بینیم که زائر و عاشق حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با سلام و درود بر پیام آوران و سفیران نام آور الهی از قبیل آدم، نوح، ابراهیم، موسی ، عیسی و رسول اعظم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله با عمق جان خویش عشق و محبت خود به آنان که تجلی خداوند در زمین هستند به گفتگو با حسین علیه السلام می پردازند، حسینی که آنچه خوبان همه دارند در او جمع است و او وارث همه باورها و ارزش ها و رفتارهای الهی همه آنان از آدم علیه السلام تا خاتم صلوات الله علیه است. "أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ و...." گواهی رسای عاشق و دلداه مکتب امام حسین علیه السلام به پای بندی و تعهد امام شهید علیه السلام به پنج موضوع کلیدی و پایه در مجموعه ی دین یعنی اقامه نماز ، پرداخت زکات، اقامه دین با انجام فریضه بی بدیل امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و مبارزه با دشمنان حق و حقیقت ،بیانگر این است که حسین علیه السلام همه ی دین است . زیرا دینداری کامل به معنای واقعی تنظیم همه این روابط بر مبنای آموزه های وحیانی در زندگی است .اگرهمه این فرائض کالبد و پیکره دین به شمار آیند. انسان کامل ولی الله الاعظم_امام حسین علیه السلام_ روح این پیکر است. نیاز به توضیح نیست که دلداه و عاشق امام حسین علیه السلام می داند که حفظ قالب و روح باهم می تواند حیات بخش باشد. نماز با امام حسین، عشق به امام حسین در کنارانجام واجبات، محبت به حسین در رسیدگی به محرومان جامعه و توجه به انفاق و زکات.در کنار عشق و محبت به حسین . جهاد و مبارزه با اعتقاد به ولایت و محبت به ولایت انسان کامل یعنی امام شهید علیه السلام در کنار جهاد و مبارزه.هرکدام بدون دیگری ناتمام و ناقص است. ارزنده ترین آموزه های عاشورا یکی از مهمترین و زیباترین درس های عاشورا که به عنوان طرح جامع بندگی باید از آن یاد کرد پیاده کردن دستورات الهی در هر حال است. درس صداقت و روراستی با مردمانی که با او همراهند. شب عاشورا بدون لاپوشانی می گوید با من بمانید سرنوشتتان جز شهادت و کشته شدن نخواهد بود. درس مساوات و برابری آنگونه که پیکر غرقه به خون جوان دلبند خویش را در آغوش می کشد با غلامی بی نام ونشان سیاه چرده همان می کند. درس مهرورزی و خیر خواهی برای کسانی که برای به بند کشیدن او شمشیر کشیده اند آنچنانکه با سپاه حر مهربانانه برخورد کرد و نه تنها سپاهیان را که چهارپایانشان را سیراب نمود. و عالی ترین درس در مکتب عاشورا، نماز و نیایش و ارتباط عاشقانه امام حسین علیه السلام با خداوند در سخت ترین شرایط و موقعیت هاست. به راستی ما شیعیان عزاداری که محبت به مولایمان حسین هرروز و شب ، در سرما و گرما،در آسایش و سختی و در هر شرایطی ما را به تکایا و حسینیه ها و خیابان ها کشانده است با نگاهی عمیق تر این درس را بررسی کرده ایم.؟! مگر نه این است که امام حسین علیه السلام را الگوی عملی و مدل زندگی سعادتمندانه خود می دانیم؟ مگر نه این است که نتیجه طبیعی محبت واقعی فرمانبری و اطاعت از محبوب است؟ امامی که خود محبوب و عشق ماست خود محبوبی بی همتا دارد که در شدیدترین بحران ها و سخت ترین مشکلات نیز سخن گفتن و معاشقه ی با او را از دست نمی دهد. اصلا همه سختی ها ورنج های که متحمل می شود برای آست که مردمان را با محبوب خود رفیق سازد و آنان را از بند نارفیقان برهاند. حسین علیه السلام همه قهر و خشم و صلح و مهرش برای خداست. گرچه همه نفس کشیدن ها و رفتارهای امام و ولی الله الاعظم عبادت و بندگی است. اما امام به آنچه محبوب ازلی و بی همتا واجب کرده است به عنوان هدیه های الهی می نگرد .نماز که تجلی عشق ورزی به خداوند مهربان است را عشق و محبوب خود می داند. او به دوستان و هوادارانش می آموزد که انجام دستورات خداوند بهانه بر نمی دارد. و عشق به خود او نیز بهانه برای بی توجهی به خواندن نماز نیست.! فرصتی برای نماز و نیایش با محبوب ناگهان دشمن در عصر تاسوعا آهنگ حمله می کند. و امام برادرش عباس را به سوی آنان می فرستد تا فردا مهلت دهند."اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلى غُدْوَة وَ تَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ لَعَلَّنا نُصَلِّىَ لِرَبِّنَا اللَّیْلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنِّی کُنْتُ أُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَ تِلاوَةَ کِتابِهِ وَ کَثْرَةَ الدُّعاءِ وَ الاِسْتِغْفارِ." نزد آنان برگرد، چنانچه توانستى از آنان بخواه که جنگ را تا سپیده دم فردا به تأخیر بیاندازند و یک امشب را مهلت بگیر، تا در این شب به درگاه خداوند نماز بگذاریم و به راز و نیاز و استغفار بپردازیم. خدا مى داند که من نمازِ براى او و تلاوت کتابش (قرآن) و راز و نیازِ فراوان و استغفار را دوست دارم.(2) عنصر راز و نیاز و اقامه نماز در جای جای نهضت امام برجسته است. و نمونه ای بارز از این عشق ورزی در ظهر عاشورا به اوج می رسد. نمازی که برای اقامه آن دوتن از یاران بزرگوارش شهید می شوند.(3) . به هنگامی که بوی خون و عشق به دنیا سپاه یزید را مست و دیوانه کرده است ابو ثمامه صیداوی به خورشید سوزان صحرای داغ کربلا می نگرد و در حالی که عرق از سر و رویش می ریزد خدمت امام می آید ،سلام می کند و در کمال عشق و ادب می گوید : قربانتان شوم وقت نماز است و می خواهم آخرین نماز زندگی ام را با شما بجای آورم. امام شمشیر در نیام می کند و مهربانانه دعایش می کند "نماز را به یادمان آوردی ،خداوند تورا از نمازگزارانی که به یاد او هستند قرار دهد." و سعید بن عبدالله حنفی،(4) سینه و سر و صورت خود را سپر آن حضرت و یاران او قرار داد تا نماز بخوانند .زخمها ی فراوانی بر بدن او وارد می شود و او درحالی که دیگر نمی تواند روی پای خود بایستد، بر زمین می افتد. دشمن را چنین نفرین می گوید«خدایا! ایشان را همانند قوم عاد و ثمود از رحمت دور گردان و پیامبرت را از طرف من درود فرست و این درد و زخمی را که به من رسید به او ابلاغ فرما؛ که هدف من در این کار یاری فرزند پیامبر تو بود»، آن گاه روی خود را به سوی امام حسین علیهالسلام کرد و عرض کرد «اَوفیتُ یَابنَ رَسُولِ الله»؛ «یعنی آیا به عهد خود وفا کردم؟» امام حسین علیه السلام فرمودند: «نِعَم اَنتَ اَمامِی فِی الجَنَّهِ»؛ آری! تو در بهشت پیش روی من هستی، به دنبال این سخن بود که روح از بدن او پرواز کرد و در بدن او سیزده تیر مشاهد کردند و این غیر از زخمها و ضربههای بود که بر او وارد شد بود. امام و یارانش در حالی که حتی برای لحظه ای هجوم و حمله ی دشمن متوقف نشد، نمازرا زیر رگبار تیرهای همه جانبه آنان اقامه کردند. آیا امام حسین علیه السلام نمی توانست نماز را در خیمه اقامه کند.نماز را فرادی و به تنهایی اقامه کند. سی تیر در یک نماز دورکعتی به سویش پرتاپ می شود ودرمعرض آماج تیرها و اهانت های دشمن قرار می گیرد اما نماز را با قیمت جان خویش بر پای می دارد.!آیا جز این است که نمازبه عنوان ستون ساختمان دین باید همواره استوار و پابرجا بماند. در هر نفسش سوز و گداز است حسین سرچشمه هر راز و نیازی است حسین میخواند نماز آخرین را در خون یعنی که فدایی نماز است حسین و چه زیباست که ما عزاداران سرور شهیدان (5)و سید جوانان اهل بهشت (6)لحظه ای بیندیشیم و از خود امام حسین بخواهیم لحظه لحظه عزاداری ایشان بیشتر ما را به ایشان و رفتار ایشان نزدیک کند.از خدای حسین علیه السلام توفیق طلب کنیم تا ظهر عاشورا که او و یارانش در برابرشمشیرها و نیزه های برهنه و عربده های پسر سعد پسر ذی الجوشن به نماز ایستاد و نماز را اقامه کرد، ما نیز به او اقتدا کنیم. روز عاشورا با وضو و طهارت قلبی و با حالتی محزون (7)مانند یتیمی پدر مرده از خانه بیرون آییم و با صلای موذن در هرجا که هستیم همراه با جماعت مومنان تکبیر عشق به خدای او سردهیم.و به یاری حق آن گونه با امام حسین علیه السلام عهد ببندیم که هیچ چیز و هیچ کس مانع نماز اول وقت ما در هیچ زمان و مکانی نشود. ان شاء الله پیوست ها: (1)کافی، ج۴، ص۵۷۴-سید بن طاووس این زیارت را با چند واسطه از جابر جعفی و او از امام صادق(ع) نقل کرده است. (2)عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، ص389. (3)ابو ثمامه از جمله شخصیّت های مهمّ کوفه و مسئول بیتالمال و خرید اسلحه برای مسلم بن عقیل بوده است، او گفت دوست دارم نماز بخوانم و شهید شوم و در آخر هم هنگام اقامه نماز ظهر مقابل حضرت اباعبدالله علیهالسلام قرار گرفت و شهید شد. (4) سعید بن عبدالله حنفی از بزرگان شیعه و از مردان شجاع و عابدان کوفه بود. او کسی بود که در مرتبه سوم نامه های اهل کوفه را برای امام حسین علیه السلام به مکه برد و پاسخ امام را برای کوفیان بازگرداند. هنگامی که مسلم بن عقیل به کوفه آمد و در منزل مختار ساکن شد، سعید از اولین کسانی بود که حمایت خود را از امام حسین علیه السلام اعلام کرد و گفت که آماده است تا جان خویش را در راه یاریاش فدا کند.مسلم بن عقیل نامهای برای امام علیه السلام نوشت و باز به وسیله سعید به مکه فرستاد. سعید بن عبدالله با کاروان حسینی به کربلا آمد، در شب عاشورا با سخنانی زیبا حمایت خود را از امام حسین اعلام داشت، و در روز عاشورا به شهادت رسید. ابصار العین، ص 125. (5) روی عن رسول الله صلی الله علیه و آله:" انه سیدُالشُّهداء مِن الاوَّلینَ و الاخِرینَ فِی الدُّنیا وَ الاخرةِ ، وَ سیِّد شَبابِ اهلِ الجَنَّةِ مِنَ الخَلْقِ اَجمَعِینَ" ابنقولویه، کاملالزیارات، ص148؛ مجلسی، بِحار الأنوار، ج 44، ص 238. (6) تمیمی دارمی، محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، محقق، شعیب الأرنؤوط، ج 15، ص 413، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، 1414ق. (7) امام رضا(ع) فرمودند: «هر کس روز عاشورا به دنبال انجام کارها و حوائجش نرود، خداوند حوائج دنیا و آخرت او را برآورده می سازد و نیز اگر کسی روز عاشورا را روز حزن و اندوه قرار دهد، خداوند عزّ و جلّ روز قیامت را روز شادی و سرورش قرار خواهد داد و در بهشت چشمانش به دیدار ما روشن خواهد شد. لیکن اگر کسی روز عاشورا را روز برکت و کسب و کار قرار دهد و برای خان اش چیزی در آن روز ذخیره کند آنچه ذخیره کرده برکت نخواهد داشت.» عیون اخبار الرضا به نقل از آشنایی با قبله هفتم ![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : شنبه 25 مهر 1394
زمان : 09:01
![]()
ارسال نظر(0)
همراه با قرآن وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلَو ةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَشِعِینَ واز صبر ونماز یارى جویید واین كار جز براى خاشعان، گران وسنگین است.
هر چند این آیه به دنبال خطابهایى كه به یهود شده آمده است، ولى مخاطب آن همهى مردم هستند. در روایات مىخوانیم كه حضرت على علیه السلام هرگاه مسئلهى مهمى برایشان رخ مىداد به نماز مىایستادند واین آیه را تلاوت مىكردند. در روایتى از پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله نقل شده، كه صبر بر سه نوع است: 1- صبر در برابر مصیبت. 2- صبر در برابر معصیت. 3- صبر در برابر عبادت. [1] بنابراین آنچه در روایات آمده كه مراد از صبر در این آیه روزه است، اشاره به یكى از مصادیق صبر دارد. نماز براى رسول اللّه صلى الله علیه وآله و امثال او نور چشم است [2] ولكن براى بعضىها كه خشوع ندارند، چون بار سنگین است. خشوع، مربوط به قلب و روح و خضوع، مربوط به اعضاى بدن است. نمازِ با توجّه، انسان را به یاد قدرت بىنهایت خدا مىاندازد و غیر او را هر چه باشد كوچك جلوه مىدهد. مِهر او را در دل زیاد مىكند، روحیّهى توكّل را تقویت مىكند وانسان را از وابستگىهاى مادّى مىرهاند. همهى این آثار، انسان را در برابر مشكلات مقاوم مىسازد. صبر و مقاومت، كلید تمام عبادات است. فرشتگان به اهل بهشت سلام مىكنند، امّا نه به خاطر نماز و حج و زكات، بلكه به خاطر مقاومت و پایدارى آنها؛ «سلام علیكم بما صبرتم» [3] چون اگر مقاومت نباشد، نماز وجهاد وحج وزكات نیز وجود نخواهد داشت. حتّى شرط رسیدن به مقام هدایت و رهبرى الهى، صبر است؛ «جعلنا منهم ائمّةً یهدون بأمرنا لمّا صبروا»[4] شاعرى به نام نجاشى، كه یكى از دوستداران حضرت على علیه السلام بود، در ماه رمضان شراب خورد. به دستور امام، هشتاد ضربه تازیانه به او زدند وبیست ضربه نیز به خاطر ارتكاب گناه در ماه رمضان اضافه زدند. او ناراحت شد و به معاویه پیوست و علیه حضرت شعر گفت! اطرافیانِ نجاشى كه قبیلهاى مهم در كوفه بودند از على علیه السلام گلایه كردند كه چرا یاران خود را نگه نمىدارد؟! طارقبن عبداللّه رئیس آنها با ناراحتى به امام گفت: شما چرا بین دوست و بیگانه تفاوت قائل نمىشوید؟ شخصى همانند نجاشى نباید شلاّق بخورد، ما این گونه رفتار را تحمّل نمىكنیم. امام در جواب او این آیه را تلاوت فرمود: «و انّها لكبیرة الاّ على الخاشعین» طارق نیز به معاویه پیوست. بنابراین گرچه آیه درباره نماز است، ولى در موارد مشابه مىتوان از آیات قرآن استمداد كرد. پیام های مهم
منبع: تفسیر نور ج1 تالیف حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی پی نوشت: 1 بحار، ج71، ص77. ![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394
زمان : 10:29
![]()
ارسال نظر(0)
من نماز نمیخوانم و میخواهم به شیوهٔ خودم با خدا ارتباط برقرار کنم!! اگر چه وقتی اسم عجائب هفتگانه به میان میآید انسان به اهرام ثلاثه مصر و مواردی از این دست میافتد ولی واقعیت این است که این روزها گاهی، حرفهای عجیبی به گوش میرسد که دست کمی از عجائب هفتگانه ندارد. شاید شما هم کسانی را دیده باشید که در پاسخ به این سؤال که چرا نماز نمیخوانی؟ اینگونه پاسخ میدهند که مهم، ارتباط با خداست و من هم با خدا، ارتباط دارم اما به شیوهٔ خودم. این افراد بر این گمان هستند که هر کس میتواند به هر شیوه و مدلی که تمایل دارد با خدای خویش، رابطه داشته باشد:
صحبتهایی که اگر چه ظاهر قشنگ و مورد پسندی دارند اما هرگز، [نمیتواند درست باشد.] تصور کنید مدیر یک مجموعه در جلسهای که برای تمامی پرسنل و کارمندان خود، گذاشته است اعلام میکند که لطفاً حتماً با بنده در ارتباط باشید. [مدیر میگوید:] شما برای ارتباط با من چند راه دارید:
اگر چه همه این راهها امکان دارد ولی من از شما میخواهم که فقط نامه بنویسید. دقت کنید که یک کارمند خوب و منضبط، دقت میکند که مدیر، کدام ارتباط را ترجیح میدهد و تأکید میکند. اگر چه برای ارتباط و گفتگو با خدا راههای فراوان و متعددی هست ولی خداوند حکیم و مهربانمان از ما میخواهد «نماز» بخوانیم و تأکید میکند که هیچ عبادت و ارتباط و خلوت با او هرگز جایگزین نماز نیست و نخواهد بود و فرمان میدهد که «اقم الصلوة لِذکری» برای (ارتباط) و یاد من، نماز را بپا دارید. در واقع ما نمیتوانیم بر اساس حدسیات و فرضیات خود با خدا، ارتباط برقرار کنیم و صد البته هم نمیتوانیم بر اساس تمایلات و پسند خود، عمل کنیم که من با این روش، بیشتر حال میکنم و راحتترم. بلکه باید توجه کنیم که محبوبمان از ما چه میخواهد و چه میپسندد. و باز در مثالی دیگر، عروس و دامادی را در هفتهٔ اوّل زندگی مشترک خود، تصور کنید. عروس خانم میگوید: من برای آشپزی، گوشت، لازم دارم. آقا داماد هم برای خرید، بیرون میرود و از آنجا که همسرش را دوست دارد برای او سوسیس و کالباس و همبرگر میگیرد. عروس خانم تشکر میکند ولی تأکید میکنم من گوشت، لازم دارم. داماد اینبار نیز از خانه بیرون میرود ولی با خود میگوید از آنجا که مرغ و ماهی از گوشت قرمز، مفیدتر است بهتر است این را جایگزین کنیم. عروس خانم، تشکر میکند ولی باز، اعلام میکند عزیزم من برای پخت این غذا، گوشت میخواهم. دقت کنید که هرگز مانعی ندارد که شما در طول شبانهروز در سکوت و خلوت خود به هر شکل و شیوهٔ معقولی با خدای خود، ارتباط برقرار کنید ولی یادتان باشد که یوگا، مدیتیشن و TM و مراقبه، ذن و خودهیپنوتیزم و تلقین و خلسه، هرگز جایگزین نماز نیست.
![]() نویسنده : pesareiran313
تاریخ : دوشنبه 23 شهریور 1394
زمان : 11:41
![]()
ارسال نظر(0)
من نماز نمیخوانم و میخواهم به شیوهٔ خودم با خدا ارتباط برقرار کنم!! اگر چه وقتی اسم عجائب هفتگانه به میان میآید انسان به اهرام ثلاثه مصر و مواردی از این دست میافتد ولی واقعیت این است که این روزها گاهی، حرفهای عجیبی به گوش میرسد که دست کمی از عجائب هفتگانه ندارد. شاید شما هم کسانی را دیده باشید که در پاسخ به این سؤال که چرا نماز نمیخوانی؟ اینگونه پاسخ میدهند که مهم، ارتباط با خداست و من هم با خدا، ارتباط دارم اما به شیوهٔ خودم. این افراد بر این گمان هستند که هر کس میتواند به هر شیوه و مدلی که تمایل دارد با خدای خویش، رابطه داشته باشد:
صحبتهایی که اگر چه ظاهر قشنگ و مورد پسندی دارند اما هرگز، [نمیتواند درست باشد.] تصور کنید مدیر یک مجموعه در جلسهای که برای تمامی پرسنل و کارمندان خود، گذاشته است اعلام میکند که لطفاً حتماً با بنده در ارتباط باشید. [مدیر میگوید:] شما برای ارتباط با من چند راه دارید:
اگر چه همه این راهها امکان دارد ولی من از شما میخواهم که فقط نامه بنویسید. دقت کنید که یک کارمند خوب و منضبط، دقت میکند که مدیر، کدام ارتباط را ترجیح میدهد و تأکید میکند. اگر چه برای ارتباط و گفتگو با خدا راههای فراوان و متعددی هست ولی خداوند حکیم و مهربانمان از ما میخواهد «نماز» بخوانیم و تأکید میکند که هیچ عبادت و ارتباط و خلوت با او هرگز جایگزین نماز نیست و نخواهد بود و فرمان میدهد که «اقم الصلوة لِذکری» برای (ارتباط) و یاد من، نماز را بپا دارید. در واقع ما نمیتوانیم بر اساس حدسیات و فرضیات خود با خدا، ارتباط برقرار کنیم و صد البته هم نمیتوانیم بر اساس تمایلات و پسند خود، عمل کنیم که من با این روش، بیشتر حال میکنم و راحتترم. بلکه باید توجه کنیم که محبوبمان از ما چه میخواهد و چه میپسندد. و باز در مثالی دیگر، عروس و دامادی را در هفتهٔ اوّل زندگی مشترک خود، تصور کنید. عروس خانم میگوید: من برای آشپزی، گوشت، لازم دارم. آقا داماد هم برای خرید، بیرون میرود و از آنجا که همسرش را دوست دارد برای او سوسیس و کالباس و همبرگر میگیرد. عروس خانم تشکر میکند ولی تأکید میکنم من گوشت، لازم دارم. داماد اینبار نیز از خانه بیرون میرود ولی با خود میگوید از آنجا که مرغ و ماهی از گوشت قرمز، مفیدتر است بهتر است این را جایگزین کنیم. عروس خانم، تشکر میکند ولی باز، اعلام میکند عزیزم من برای پخت این غذا، گوشت میخواهم. دقت کنید که هرگز مانعی ندارد که شما در طول شبانهروز در سکوت و خلوت خود به هر شکل و شیوهٔ معقولی با خدای خود، ارتباط برقرار کنید ولی یادتان باشد که یوگا، مدیتیشن و TM و مراقبه، ذن و خودهیپنوتیزم و تلقین و خلسه، هرگز جایگزین نماز نیست. |
![]() |
دعایی نجاتبخش و آرامش دهنده که میتواند در هر موقعیتی به ویژه در محراب عبادت، آذین لبها و زینتبخش قنوت نمازمان باشد.
رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونا بِالْإِیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِیم [حشر / 10]
پروردگارا! ما و برادران ما را كه در ایمان بر ما پیشى گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و كینه اى نسبت به مؤمنان قرار مده، پروردگارا! تو مهربان و مهرورزی.


![]() |


![]() |
انتظار ناروا از نماز. استفاده ابزاری از نماز جهت تأمین نیازهای غریزی نیز از جمله موانع رسیدن به مقام اهل نماز و دعا و عبادت است. کم نیستند افرادی که خدا را برای خرمایی خواهند. نماز می خوانیم تا پولدار بشویم، نماز می خوانیم تا صاحب مسکن بشویم و یا در دانشگاه قبول بشویم. دختر خانمی می گفت من نماز می خواندم و دعا می کردم تا شوهر خوبی نصیبم شود حالا که نشده دیگر نماز نمی خوانم.
این گروه از افراد وقتی از نماز محصول دنیوی و غریزی بدست نمی آورند بدنبال بهره گیری از خرافات رمال و فالگیر و دعانویس هایی که خود دعا را قبول ندارند و دهها روش غیر عقلی و دینی دیگر می روند. اینان نمی توانند اهل نماز و عبادت واقعی باشند مگر با توبه و استغفار، دل و روح خود را پاک نمایند.



